خانه / مقالات / ساختارشکنی در تفکر دیزاین

ساختارشکنی در تفکر دیزاین

نوشته: سهراب وثوقی
ترجمه شده توسط: رسام رستمی

“مباحث مربوط به تفکر دیزاین به تمرکز روی شرکت هایی که از آن استفاده می کنند و موفقیت هایی که به دست می آورند گرایش دارد، به جای اینکه روی افرادی که در حقیقت این کار را انجام میدهند تمرکز داشته باشد.”


اصطلاح تفکر دیزاین بخشی از جلوه ی خود را خصوصا “در نشرهای مربوط به بیزنس” در حال از دست دادن است. به نظر من این نتیجه طبیعی به میانه انداختن یک اصطلاح با اشتیاق زیاد و درک ناکافی آن می باشد و این جای تاسف دارد زیرا مباحثی که این موضوع مطرح می کند قبلا تا به این اندازه اهمیت پیدا نکرده بود.

جا انداختن تفکر دیزاین آسان نیست، در حالی که اثرات آن به خوبی واضح اند – یعنی ترکیبی از استدلال استقرایی و استنتاجی که به سمت کوشش عملی ای از خلاقیت به طور غیرمعمول می رود- تفکر از هر نوع آن یک فعالیت انسانی است و درک انسان ها بی اندازه مشکل است. مباحث مربوط به تفکر دیزاین به تمرکز روی شرکت هایی که از آن استفاده می کنند و موفقیت هایی که به دست می آورند گرایش دارد، به جای اینکه روی افرادی که در حقیقت این کار را انجام می دهند تمرکز داشته باشد.

این یک مسئله را برای بقیه ما مطرح می کند، زیرا از زمانی که یک شرکت ارزشی را در روش تفکر طراحی می بیند قدم بعدی این است که سعی کند این قابلیت را در مسیر هدایت شده از طریق استخدام استفاده کند و این کار به شدت طاقت فرسایی است. به یک جهت خود این واژه نیز احتمالا” اشتباه است. متفکران طراحی ظاهرا” تنها تاجران یا مهندسانی هستند که به جای طراحان قرار گرفته اند و حتی تعداد بسیار کمی از آن ها به مدرسه دیزاین رفته اند. در واقع مثال های عالی از تفکر دیزاین در شرکت هایی مانند P&G، Apple، Umpqua Bank و Zappos هستند که توسط گروهی هدایت می شوند که تا به حال هیچ آموزش دیزاینی نداشته اند.

برای اینکه متوجه شویم که دنبال چه ویژگی هایی باید گشت، من اخیرا” با سه تن از فعالان خلاق و پر جنب و جوش اقتصاد اینجا در Portland صحبت کرده ام که نمونه هایی از موفقیت برپایه نوآوری همراه با تفکر طراحی می باشند.

Kenton Gregory- مخترع تکنولوژی های پزشکی حافظ زندگی انسانهاست که شامل راه حل هایی برای مصدومیت های جنگی که دهها سال است پزشکان را به چالش کشیده می باشند.

Naomi Pomeroy- یک آشپز است که مرزهای شهرت غذاهای Portland را برای یک دهه افزایش داده در ابتدا باRipe (یک مجموعه رستوران و کلاب که جهتگیری آشپزخانه های این شهر را از نو تعریف کرد) و اخیرا” نیز با رستوران خود به نام BEAST با منوهای از قبل تعیین شده اش (prix fixe) که معمولا رتبه اول لیست بهترین های سواحل غربی را از آن خود می کند.

Michael Czysz- معماری که برنده جایزه است ولی از شغل امیدوار کننده خود به طراح حمل و نقل الکتریکی نوآورانه تغییر حرفه داد. از این سه نفر تنها Czysz به مدرسه دیزاین رفته (۲ سال معماری) که او هم برای فعالیت در پروژه هایی که علاقه شخصی بیشتری داشت آن را رها کرد.

طی یک سری مصاحبه های متمرکز، بعضی ویژگی های مشترک نمایان شدند:

۱.متفکران دیزاین با کنجکاوی و چالش های موجود به طور درونی انگیخته می شوند.
با وجود مسائل تکنیکی موجود، ساختن سریعترین موتورسیکلت الکتریکی جزو سخت ترین و گران ترین موضوعاتی است که یک فروشگاه کوچک می تواند انتخاب کند. یا این حال این موضوعی است که شرکت کوچک Michael Czysz (Motoczysz) سعی در انجام آن دارد و از آن موقع با مشکلات زیادی مواجه شدند. مجذوب و تشنه رقابت بودن و از طرفی هم حلال مسائل دشوار بودن، در هرکدام از این۳ مصاحبه وجود دارد. پیچیدگی و دشواری موضوعات است که این افراد را جذب و درگیر خود می کند، نه شناخت و قطعیت یا ثروت. در واقع بحث مالی هم توسط Czysz و هم Gregory به عنوان یک وسیله در راه سازندگی ذکر شد و نه هدف آن که حتی گاهی می تواند به یک مانع تبدیل شود، و اینکه بیشتر وسیله ای است برای یافتن راه حل به جای یافتن خود هدف. متفکران طراحی به طور درونی با کنجکاوی شخصی خود و تمایل به تغییر و لذت درک موضوعی، انگیزه کسب می کنند.

Kenton Gregory: “دنیا جای بزرگی است، پر از مسئله. من می خواهم پرش واقعا” بزرگی ایجاد کنم، نه فقط یک داروی فشار خون کمی بهتر؛ بلکه یک داروی کاملا” جدید.”

“نگاه کردن به یک مسئله یا به یک چیز خلق شده از زوایای مختلف انرژی ای تولید می کند که اعتیادآور است. آن را به خاطر پول انجام نمی دهید، شما آن را به خاطر حس والای خلق چیزی و به اشتراک گذاری آن انرژی انجامش خواهید داد.”

“من تمایل دارم تا چیزهای بسیار پیچیده در مورد زیبایی را دوست داشته باشم. به هرجایی که نگاه می کنید چیزی می بینید که می توانید آنرا زیباتر سازید.”

Naomi Pomeroy: “وقتی درباره کار بسیار زیاد حرف می زنیم و چیزهای زیادی برای انجام دادن هست، آن زمانی است که من خودم را در خلاق ترین و سازنده ترین وضعیت می یابم.”

“آیا می دانستید که در هواپیما ها به شما می گویند ماسک اکسیژن خود را بگذارید قبل از اینکه ماسک فرزند خود را بگذارید؟ من در تمام زندگی ام اینکار را انجام می دهم. من نمی توانم شما را خوشحال کنم در حالی که خودم خوشحال نیستم. به همین خاطر است که همیشه سعی دارم چیزی خلق کنم.”

Michael Czysz: “من به خاطر علاقه ام در صنعت موتورسیکلت غرق شدم. در فصل دوم زندگی ام، من کاری سخت تر از معماری را می خواستم. چالشی برای نیازی با دقت بیشتر اما همینطور با پتانسیلی بیشتر. پاداشی بزرگتر و احتمال شکستی سنگین تر.”

“همه ما وقتی کودک بودیم ذهن بازتری داشتیم، اما هرچه بزرگتر شدیم بسته تر شد. ما به خودمان اجازه گشت و گذار و جستجو نمی دهیم. هرکسی یک ایده خوب داشته اما بلافاصله با خود فکر کرده اند که “نه… من نمی توانم انجامش دهم” و در را روی خود بستند. من فکر می کنم بیشتر آن ها می توانستند آن کار را انجام دهند اما حتی سعی هم نکردند.”

۲. متفکران دیزاین در بین درک مستقیم و حسی و نیز تحلیل و آنالیز در حال رفت و آمد هستند.
شاید دلیل اصلی که شناخت رویکرد حل مسئله متفکران دیزاین را دشوار می کند این است که یک جنبه برای آنها وجود ندارد، بلکه آنها دارای دو جنبه می باشند. انسان های خلاق می توانند اجتماعی، علاقمند به کار گروهی و دارای درک مستقیم و حسی باشند و یا اینکه درونگرا، متمرکز یا تحلیلی باشند. اما افرادی که تفکر دیزاین دارند شامل هر دو گروه می شوند. الگویی از نوسان بین دوره های جستجوی بازیگوشانه و دوره هایی که افراد به جزئیات با تمرکز عمیق و منظم دقت می کنند. و این در هر سه مصاحبه مشاهده می شد. در نتیجه: یک روش قدرتمند دوگانه، یک شهود آگاهانه که راه حل های جدیدی را نشان می دهد و آنها را به سرانجام می رساند.

KG: “برای انجام دادن کاری، شما واقعا” نیاز به تمرکز قوی دارید. شما باید بتوانید به هیچ چیز دیگر فکر نکنید و متوجه چیز دیگری نشوید و از تمام منابعتان استفاده نمایید، خصوصا” اگر شما در حال حل یک مسئله تازه هستید. برای همین است که من از تنها بودن ناراحت نمی شوم. من می توانم ۲ یا ۳ ساعت را بیرون در مزرعه ام بگذرانم و درحالی برگردم که چیزی کشف کرده باشم.”

“اگر شما فردی باتجربه، ماهر و خلاق هستید و به طور منظم تمرکزتان به هم نمی خورد امکان دارد نزدیک بین شوید. فکر می کنم این برای تمام حرفه ها چیز خوبی است که نگاهی موشکافانه داشته باشند و سپس از تمرکز خود خارج شده و تصویر بزرگتری را ببینند و این را بطور مداوم انجام دهند- ترکیب و تطبیق درک مستقیم و حسی با تحلیل و آنالیز.

منبع

درباره ی گزارشگر طراحی صنعتی

موسسه علمی-پژوهشی و اطلاع رسانی گزارشگر طراحی صنعتی در تلاش است، با توسعه فعالیت های خود این سایت را به مرجع کاملی برای استفاده طراحان ایرانی، تبدیل کند. ما در تلاشیم اخبار مهم و تأثیر گذار بین المللی در حوزه دیزاین را در کوتاهترین زمان به زبان فارسی در اختیار مخاطبان قرار دهیم، همچنین بوسیله گزارشگران خود، در مراکز مختلف داخلی اخبار و رویدادهای ملی را تحت پوشش قرار دهیم.

همچنین ببینید

دیزاین شناسی

مصطفی ملکیان در نشست دیزاین شناسی : دیزاین، خیرِ جمیل است. همیشه ورود متفکران و …

بدون دیدگاه

  1. ممنونم از مطالبه که میذارین خیلی خوبن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *