آگهی
آگهی
آگهی
آگهی

نگاهي بر زندگي و آثار ماسانوری اومدا

امتیاز این گزینه
(1 رای)

نگاهي بر زندگي و آثار ماسانوری اومدا

نگاهي بر زندگي و آثار

ماسانوری اومدا

پژوهش و ترجمه: ايمان آزادگان

كارشناس ارشد طراحي صنعتي

 

در ميان طراحان نامدار ژاپني كه تأثيري ژرف و ماندگار بر مباني فكري و زيبايي‌شناختي طراحي غرب نهاده‌اند، بي‌ترديد، ماسانوري اومِدا[1]، چهره‌اي يگانه و ممتاز است. شهرت و احترام ويژه‌اي كه وي در عرصه‌ي طراحي جهاني كسب كرده، از يك سو مديون همكاري پربارش با جنبش طراحي ايتاليايي ممفيس[2] است و از سوي ديگر، مرهون آثار شاعرانه و احساس‌برانگيزي است كه در زمينه‌ي طراحي مبلمان خلق كرده است. وي، دوران طلايي فعاليت حرفه‌اي خويش را در مهد هنر اروپا يعني ايتاليا سپري كرد و از نخستين طراحان غيرايتاليايي بود كه فراخوانِ سوتساس را براي پيوستن به جنبش انقلابي ممفيس به گرمي پذيرا شد و به يكي از چهره‌هاي كليدي و تأثيرگذارِ اين حلقه‌ي نخبه‌گرا بدل شد. وي با رويكرد پسامدرن و ساختارشكن خود، كوشيد تا مباني نهادينه‌ي طراحي مدرن را به چالش بكشد و در جستجوي يك زبان زيباشناختي نوين برآيد؛ زباني چنان پويا و احساس‌گرا كه تأثيري شگرف بر طراحان جوان‌تر همچون كريم رشيد[3]، فيليپ استارك[4] و ... نهاد و به جنبش طراحي پسامدرن، هويتي عميق و قدرتمند بخشيد. هرچند ميان آثاري كه وي تحت لواي ممفيس آفريد و آثارِ شاعرانه‌ي واپسينش، تفاوتي بارز مشهود است، اما همگي بيانگر زبان زيبايي‌شناختي متفاوتي هستند كه وي با الهام از آموزه‌هاي سوتساس فراگرفت. وي به‌تدريج از زبان طنزآميز ممفيس كه در گستره‌ي محدودي از فرم و رنگ حركت مي‌كرد، فاصله گرفت و به نوعي زبان شاعرانه و بازيگوشانه‌ي شخصي دست يافت كه اوج آن در طراحي مبلمان وي به ثمر نشست. وي در اين فرايند احساسي، گل را به عنوان يكي از زيباترين و لطيف‌ترين جاذبه‌هاي طبيعت به صندلي و مبلمان تبديل كرد و به جايگاهي منحصربه‌فرد دست يافت. جايگاهي كه وي را به يكي از پيشتازان مطرحِ طراحي پسامدرن بدل كرد و آموزه‌هاي او را الهام‌بخشِ ديگر طراحان احساس‌گرا نمود.

نگاهي بر زندگي و آثار ماسانوری اومدا

تصویر 1: فضای نشیمن و گردهمایی تاوارایا

به شکل یک رینگ مشت‌زنی ارائه در نخستین نمایشگاه بین‌المللی ممفیس در میلان، 1981

نگاهي بر زندگي و آثار ماسانوری اومدا

تصویر 2: اتوره سوتساس و دیگر پیشگامان گروه ممفیس در داخل نشیمن تاوارایا، نمایشگاه بین‌المللی ممفیس، میلان، 1981

 

اين شاعرِ مبلمان در سال 1941، در منطقه‌ي كاناگاوا[5] در نزديكي توكيو زاده شد و پس از تحصيل در رشته‌ي طراحي، در سال 1962 از مدرسه‌ي طراحي كوواساوا[6] در توكيو فارغ‌التحصيل شد. ماسانوري، از همان دوران دانشجويي به رغم بسياري از هم‌نسلانش، علاقه‌ي ويژه‌اي به سبك شاعرانه‌ي طراحي ايتاليايي پيدا كرد و روياي خويش را در پيوستن به اين زبان فرمي مي‌جست. وي، ساعت‌ها به مطالعه و تحليل آثار طراحان ايتاليايي مي‌پرداخت و آموزه‌هاي آكادميك خود را به نقد مي‌كشيد تا اينكه سرانجام عزمِ سفر كرد و به ميعادگاهِ طراحي خويش شتافت. وي در سال 1967، رهسپار ميلان شد و به مدت دو سال در استوديوي طراحي دو پيشگامِ طراحي ايتاليايي، آشيل و پيِر جياكوموكاستيگليوني[7]، به تجربه‌اندوزي و كارآفريني پرداخت. كاميابي شگرف اومِدا در اين دو سال، پيشنهاد همكاري از سوي شركت معتبر اوليوِتي[8] را به همراه داشت و وي از سال 1970 تا 1979، به عنوان مشاورِ طراحي به همكاري با اين برندِ معتبر مبلمان و تجهيزات اداري ايتاليا پرداخت. فعاليت در اوليوِتي كه در حقيقت محفلي كوچك از نخبگان طراحي ايتاليا بود، نقطه‌ي عطفي در زندگي حرفه‌اي اومِدا به شمار مي‌رفت. در همانجا بود كه وي با بنيانگذارِ جنبش انقلابي ممفيس، اتوره سوتساس[9] آشنا شد و بسيار تحتِ تأثير انديشه و نگرشِ طراحي وي قرار گرفت. سوتساس، روحيه‌ي شاعرانگي و ساختارگريزي را در اومِدا دريافته بود و همچون يك منجي طراحي، او را به دامان خويش فراخواند. اومِدا در پي پيوستن به ممفيس، با ديگر پيروان جنبش آشنا شد و مباني زيبايي‌شناسي نوين را كه در حقيقت هجوِ ساختارهاي فرمي پيشين بود، فراگرفت.

نگاهي بر زندگي و آثار ماسانوری اومدا

نگاهي بر زندگي و آثار ماسانوری اومدا

تصاویر 3 و 4: نمونه‌هایی از شاخص‌ترین آثار مبلمان و دکوراسیون به سبک ممفیس، اوایل دههی 80

 

در سال 1981، سوتساس از اومِدا دعوت كرد تا در نخستين نمايشگاهِ بين‌المللي ممفيس در گالري آرك74[10] ميلان، همراه با ديگر پيروان جنبش شركت كند. حضور پررنگِ اومِدا در اين نمايشگاه با اثر جنجال‌برانگيزش، برگ زرين ديگري به كارنامه‌ي حرفه‌اي وي افزود.

وي در اين نمايشگاه، با طراحي يك فضاي نشيمن و گردهمايي در قالب يك رينگ مشت‌زني، تعريف متداول را از فضاي نشيمنِ خانگي دگرگون كرد و اثري نو و تكان‌دهنده آفريد. اين اثر كه تاوارايا[11] نام گرفت، به عنوان نماد طراحي ممفيس، به سرعت به اغلب كتاب‌هاي تاريخ طراحي راه يافت و در سراسر جهان بلندآوازه شد. سوتساس و ديگر بنيانگذاران ممفيس در آن نمايشگاه در درون اين رينگ مشت‌زني قرار گرفتند و با گرفتن عكسي تاريخي، هم‌انديشي خود را به طور رسمي به نمايش گذاشتند. انتشارِ اين عكس در بسياري از نشريات معتبر آن روز، شهرتِ فزاينده‌ي ممفيس و همچنين خالق ژاپني تاوارايا را در پي داشت.

ممفيس با رويكرد انقلابي خود - همانند جنبش دادائيسم در اوايل سده‌ي بيستم- كوشيد تا همه‌ي ساختارهاي نظام‌مند طراحي را كه تا پيش از آن در ايتالياي آن روز شكل گرفته بود، به يكباره فرو ريزد و زبان زيباشناختي نويني تعريف كند. اين زبان نوين بر ارائه‌ي تركيب‌بندي‌هاي غالباً هندسيِ پراكنده و بهره‌گيري از تنوعِ رنگ‌هاي چشمگير استوار بود. نامگذاري ممفيس نيز همانند دادا، به شكل اتفاقي صورت گرفت؛ به اين ترتيب كه روزي بنيانگذارانِ گروه در منزل شخصي سوتساس گرد هم آمده بودند و در حال گفت و شنود در باب مكتب نوين طراحي خود بودند. در اين ميان، ترانه‌ي بلوز ممفيس[12] از خواننده‌ي مشهور آمريكايي، باب ديلِن[13] بارها و بارها شنيده مي‌شد كه سوتساس ناگهان، نامِ گروه را از آن الهام گرفت.[14]

 

تصویر 5: رینگ مشت‌زنی تاوارایا که به عنوان یک فضای نشیمن، خواب و مطالعه، در فضای خانگی جای گرفته است.

 

نگاهي بر زندگي و آثار ماسانوری اومدا

 

 

نگاهي بر زندگي و آثار ماسانوری اومدا

 

تصاویر 6 و 7: قفسه‌ی گینزا، ارائه در نمایشگاه بین‌المللی مبلمان ممفیس، میلان، 1982

 

ممفيس، هر چند در محافل روشنفكري طراحي، طرافداران بسياري پيدا كرد، اما در عرصه‌ي عمومي و به ويژه توليد انبوه چندان اقبالي نيافت. به تدريج، اعضاي گروه از آن فاصله گرفتند و سوتساس نيز در مارس سال 1987 از گروه رسماً كناره‌گيري كرد. اين جنبش به رغمِ عمر كوتاه خود به طراحان جوان آموخت كه براي نوآفريني، مي‌توان قراردادهاي نهادمند پيشين را از هم گسست و زباني نو آفريد. اين رويكرد به طراحان جوان‌تر جسارت بخشيد تا ماهيتِ طنزآميز و بازيگوشانه‌ي ممفيس را در گرايشات پسامدرن توسعه دهند و به زبان‌هاي شخصي طراحي دست يابند. در اين ميان، اومِدا يكي از شاخص‌ترين چهره‌هايي‌ است كه تأثير ويژه‌اي بر تفكر طراحي معاصر داشته است.

ديگر اثر شاخص اومِدا در سبك ممفيس، يك قفسه‌ يا كتابخانه‌ي دكوري روبات‌گونه به نام گينزا[15] بود كه در سال 1982، براي مجموعه‌ي مبلمان ممفيس طراحي شد. اين اثر، در حقيقت، نگاهي كنايه‌آميز و منتقدانه به جهانِ فناوري داشت؛ جهاني ماشين‌محور كه با شتابي رعدآسا، همه‌ي ابعاد زندگي انسان را درمي‌نورديد و به آدمك‌هاي آهني بدل مي‌كرد. اومِدا، گينزا را با الهام از فضاي فناورانه‌ي زادگاه خود يعني توكيو، كه در آن روزها در فناوري روباتيك غوطه‌ مي‌خورد، طراحي كرد. نام گينزا هم از يك منطقه‌ي تجاري بسيار مشهور در توكيو برداشت شده است. اين اثر نيز همانند ديگر آثار ممفيس، مبتني بر يك تركيب‌بندي هندسي بازيگوشانه، الگوي خطوط راه‌راه و رنگ‌هاي درخشان است. گفتني است آثار ممفيس، عموماً جنبه‌ي نمادين، ارجاعي و مفهومي به خود گرفتند و چندان داراي كاربري‌هاي متداول نبودند و همين امر سبب شد كه به عنوان نمادهاي روشنفكري طراحي به درون موزه‌ها راه يابند و بيشتر مورد شتايش نخبگان و هنردوستان قرار گيرند. اومِدا همچنين، با وام‌گيري نقشمايه‌هاي فرهنگ عاميانه‌ي ژاپن، افزون بر مبلمان، به طراحي مجموعه‌اي از آثار تزييني سفالين براي سه نمايشگاه نخستِ ممفيس (1983-1981) پرداخت كه از شاخص‌ترين آنها مي‌توان به گلدانِ اورينوكو[16] و ظرفِ پارانا[17] اشاره كرد. شايان توجه است كه جنبش ممفيس، به عنوان يك گرايش پسامدرن، بسيار وامدار هنر پاپ آمريكايي در دهه‌ي 60 و نيز هنر تانتراي[18] شرقي (بودايي) است.

تصویر 8 (سمت راست): ظرف سفالین پارانا

طراحی ممفیس، 1983

تصویر 9 (سمت چپ): گلدان سفالین اورینوکو

طراحی ممفیس، 1983

 

نگاهي بر زندگي و آثار ماسانوری اومدا

نگاهي بر زندگي و آثار ماسانوری اومدا

نگاهي بر زندگي و آثار ماسانوری اومدا

تصویر 10: صندلی گتسوئن، طراحی برای ادرا، 1990

تصویر 11: صندلی رز، طراحی برای ادرا، 1990

 

اومِدا پس از تجربه‌هاي موفقيت‌آميز خويش در سبك ممفيس، به زادگاه خويش بازگشت و اولين استوديوي شخصي‌اش را در سال 1986 در توكيو به نام يو-متاديزاين[19] راه‌اندازي كرد؛ وي، گستره‌ي فعاليت خود را در ژاپن وسعت بخشيد و به تدريج به سمت پروژه‌هاي طراحي صنعتي و طراحي محيطي گرايش يافت و در اين گستره نيز آثار شايسته‌ و بي‌مانندي را با زبان سبك‌شناختي نويني ارائه كرد. رويكرد وي در طراحي مبلمان در اين دوران، طراحي براي توليد صنعتي بود.

از برجسته‌ترين آثار اومِدا در ژاپن، مي‌توان به طراحي داخلي سالن‌هاي زيبايي و بانك در توكيو و طراحي داخلي گراندهتل ساپورو[20] و از همه مهم‌تر طراحي سيستم روشنايي خياباني براي شركت ايواساكي‌‌الكتريك[21] (1989) و تجهيزات سرويس‌هاي بهداشتي شركت اينَكس[22] (1989) اشاره كرد. اما آنچه كه دگرباره اومِدا را به شهرت فراگير جهاني رساند و نام او را زبانزد محافل طراحي نمود، طراحي آثاري شاعرانه براي شركت ايتاليايي مبلمان اِدرا[23] بود؛ آثاري هيجان‌انگيز كه با الهام از فرمِ گل‌هاي زيبا شكل گرفته بودند و فضاي زندگي را به گلستاني از مبلمان رنگارنگ بدل مي‌كردند. اين آثار طبيعت‌گرايانه نيز به سرعت به معتبرترين موزه‌هاي هنر مدرن راه يافتند و به عنوان نمادهاي تاريخ‌ساز طراحي، مورد تحسين هنردوستان و منتقدان قرار گرفتند.

در ميانِ اين گروه از آثار شاعرانه‌ي اومِدا كه از نگاه زيبايي‌شناختي، تفاوتي چشمگير با فرم‌هاي خشك و مكانيكي ممفيس دارند، صندلي رز[24]، بي‌ترديد متمايزترين آنهاست. اگر اين صندلي لطيف را در كنار قفسه‌ي آدم‌آهني‌وار گينزا جاي دهيم، بعيد به نظر مي‌رسد كسي دريابد كه هر دوي آنها از نبوغ يك طراح سرچشمه يافته است. اومِدا در حقيقت، گلبرگ‌هاي سرخ‌گونِ رز را به نشيمني نرم و راحت بدل كرده و افزون بر آن، يك نماد بصري چشمگير براي فضاي داخلي آفريده است. ساختار دروني صندلي از فلز ريخته‌گري و چوب ساخته شده كه گلبرگ‌هايي مخملين آن را پوشانده‌اند. گلبرگ‌هاي صندلي همگي به لطف هنر دست شكل گرفته‌اند و پايه‌هاي مخروطي‌شكل آلومينيومي نيز با كيفيتِ آيينه‌گون خود، اين بازي شاعرانه را تكميل كرده‌اند. گفتني است ارائه‌ي اين طرح از سوي شركت نوپاي اِدرا (تأسيس 1987)، به واقع موفقيت بزرگي به شمار مي‌رفت و سبب شد نام اِدرا، افزون بر عرصه‌ي توليد مبلمان، در محافل طراحي و هنري نيز زبانزد شود. اومِدا در پي اين همكاري، گل ديگري را در باغ مبلمان اِدرا كاشت كه صندلي گِتسوئن[25] نام گرفت.

 

نگاهي بر زندگي و آثار ماسانوری اومدا

نگاهي بر زندگي و آثار ماسانوری اومدا

تصویر 12: میز عسلی آنتوریوم، طراحی برای ادرا، 1990

 

تصویر 13: صندلی و صندلی پیشخوان سوشان، طراحی برای ادرا، 1990

 

طرح اين صندلي از فرم گلبرگ‌هاي گل زنبق برداشت شده و همانند صندلي رز از ساختاري از فلز ريخته‌گري همراه با چوب شكل گرفته است. گلبرگ‌هاي صندلي نيز از فوم پلي‌اورتان نرم و پارچه‌اي مخملين كه تداعي‌گر لطافتِ بي‌مانند گلبرگ‌هاي زنبق است، ساخته شده است. همچنين، تعبيه‌ي يك چرخ كوچكِ سبزرنگ در پشت صندلي كه به ساقه‌ي گل مي‌ماند، امكان حملِ آسان آن را فراهم مي‌آورد. شركت اِدرا در سال 2001، با همكاري شركت اتريشي كريستال‌سازي اسواروفسكي[26]، نخستين نسخه‌ي تجملي آن را با عنوان گِتسوئن الماس‌نشان[27] ارائه كرد كه در حقيقت نمودِ يك اثر دستي اعلا به شمار مي‌رود. گفتني است كه بر روي اين صندلي الماس‌نشان، در حدود 750 هزار قطعه‌ي كريستالِ برش‌خورده، بر روي پارچه‌‌اي بسيار مقاوم از جنس كِولار[28] نقش بسته است[29]. شركت اِدرا در سال 2005، نسخه‌هاي ديگر گِتسوئنِ الماس‌نشان را ارائه كرد كه بسيار مورد ستايش مجموعه‌داران هنري قرار گرفت. اين مجموعه‌ي تجملي به عنوان نمادي بارز از هنر پسامدرن، حاصلِ پيوند طرح‌هاي شاعرانه‌ي اومِدا با سنتِ ظريفِ هنر دستي جواهرسازي‌ است.

سال 1990، به راستي پربارترين و پركارترين سالِ زندگي حرفه‌اي اومِدا و اوج همكاري وي با اِدرا محسوب مي‌شود. وي، در اين سال، صندلي و صندلي‌ پيشخوان سوشان[30] را - كه به زبان ژاپني فصلِ خشن نام دارد- براي شركت اِدرا طراحي كرد. اين دو صندلي در دو ارتفاع مختلف، در واقع دو گل مخملين با ساقه‌هايي مورب از فولادِ ضدزنگ بودند كه با تركيبِ احساس‌گرايي و مدرنيته، زينت‌بخش هر فضاي داخلي به شمار مي‌رفتند. يك ويژگي مهم اين دو صندلي، وزن اندك آنهاست كه جابجايي آنها را به راحتي امكان‌پذير مي‌سازد. طراحي اين دو صندلي همراه با طراحي ميزِ عسلي آنتوريوم[31] انجام گرفت. اين ميز كوچك، از يك پايه‌ي فلزي انحنايافته و يك گلبرك چوبي قلب‌مانند تشكيل مي‌شد. پايه‌ي فلزي پس از صيقل‌كاري، با رنگ خاكستري و گلبرگ چوبي با رنگ قرمز لاكي پوشش مي‌يافت. همچنين، امتداد مخروطي‌شكل و زردرنگ پايه‌ي فلزي در بالاي گلبرگ، به خوبي نقشمايه‌ي مادگي گل را تداعي مي‌كرد. آنتوريوم با فرم كمينه‌گراي خود، به روشني نمايانگر نبوغِ ستودني اومِدا در تلخيص نقشمايه‌هاي برگرفته از طبيعت است.

نگاهي بر زندگي و آثار ماسانوری اومدا

تصویر 14:  صندلی ارکیده، طراحی در کارگاه یو-متادیزاین، 1991، تولید شرکت سبک آشپزخانهی تویو، 2008

 

ديگر نوآفريني اومِدا در اين زمينه، صندلي اركيده[32] نام دارد كه نمونه‌ي اوليه‌ي آن در سال 1991 در كارگاهِ شخصي‌اش در يو-متاديزاين ساخته شد. اين صندلي سال‌ها بعد، در سال 2008، از سوي شركت ژاپني «سبكِ آشپزخانه‌ي تويو»[33] در تعدادي محدود توليد شد كه البته كمتر از دو صندلي رز و گِتسوئن مورد توجه قرار گرفت. اومِدا در پي همكاري با اين شركت ژاپني، آخرين نوآوري خود را كه صندلي شقايق[34] نام گرفت، در سال 2011 به نمايش گذارد. شقايق، به نوعي تداوم زيبايي‌شناختي صندلي سوشان به شمار مي‌رفت؛ با اين تفاوت كه ساقه‌ي آن به شكل عمودي و گلبرگ‌هاي آن نيز بزرگ‌تر و هندسي‌تر طراحي شده بود. در مجموع، اومِدا كوشيد تا ماهيتِ مدرن و صنعتي‌تري به صندلي شقايق بدهد و از جنبه‌هاي تجملي و نمايشي آن بكاهد. اين صندلي در تنوعي از رنگ‌هاي صورتي، آبي دريايي، سبز روشن و سفيد برفي ارائه شد تا كاربردي وسيع در انواع فضاهاي داخلي پيدا كند.

در میان آثار تزیینی اومدا، طرح‌های وی برای مجموعه‌ی گلدان‌های امبرا[35] نیز شایان توجه است. این مجموعه که با الهامی تجریدی از فرم ظریف پروانه طراحی شده، پیوندی میان آثار ممفیس و آثار ملهم از طبیعت اومدا محسوب می‌شود. این مجموعه درسال 1997، از سوی شرکت ژاپنی ماروتومی[36] به تولید رسید و بسیار مورد توجه دوستداران دکوراسیون قرار گرفت.

نگاهي بر زندگي و آثار ماسانوری اومدا

نگاهي بر زندگي و آثار ماسانوری اومدا

تصویر 15: صندلی شقایق،

طراحی برای سبک آشپزخانه‌ی تویو، 2011

 

تصویر 16: مجموعه‌ی گلدان‌های اومبرا، تولید شرکت ماروتومی، 1997

 

نگاهي بر زندگي و آثار ماسانوری اومدا

تصویر 17: صندلی گتسوئن که با بافت مخملین خود نمایانگر گلبرگ‌های ظربف گل زنبق است، طراحی برای ادرا، 1990

 

ماسانوري اومِدا به عنوان يكي از پيشگامان طراحي معاصر، جوايز و افتخارات متعددي را از آنِ خود كرده است كه از مهم‌ترين آنها مي‌توان به جايزه‌ي اول طراحي براون[37] آلمان (1968)، جايزه‌ي طراحي فضاهاي تجاري ژاپن[38] (1984)، جايزه‌ي طراحي آي.اِف[39] آلمان (1987 و 1990)، جايزه‌ي بزرگ طراحي ژاپن[40] (1981، 1990 و 2001) و ... اشاره كرد. آثار اومِدا و به ويژه گل‌هايي كه در گلستانِ مبلمان آفريده، زينت‌بخشِ بسياري از موزه‌هاي معتبر جهان است. امروز مي‌توان آثار وي را در موزه‌ي ملي هنر مدرن كيوتو، موزه‌ي هنر فيلادلفيا، موزه‌ي هنرهاي زيبا و موزه‌ي هنرهاي تزييني مونترال، موزه‌ي هنر دِنور، موزه‌ي هنر متروپوليتن نيويورك، موزه‌ي هنرهاي تزييني پاريس، موزه‌ي طراحي ويترا در آلمان، مركز طراحي سئول و بسياري ديگر از گنجينه‌هاي جهاني مشاهده كرد و به نبوغِ بي‌مانندِ آفريننده‌ي آنها پي برد.

هرچند كمتر هنرمندِ طراحي به زبان شخصي و منحصربه‌فرد اومِدا دست يافته، اما نگرش زيباشناختي وي تأثير ويژه‌اي بر بسياري از طراحان معاصر داشته است. اومِدا با تلخيصِ نقشمايه‌هاي لطيفِ طبيعت در خشونتِ صنعت، جنبش هنر و صنايع دستي را دگرباره زنده كرده و به طراحان امروز مي‌آموزد كه الهام‌بخشي والاتر از طبيعت براي خلاقيت و نوآوري متصور نيست.

منابع:

 

 

تهیه شده در پایگاه اطلاع رسانی

گزارشگر طراحی صنعتی

منبع:

 

 


[1] - Masanori Umeda

[2] - Memphis

[3] - Karim Rashid

[4] - Philippe Starck

[5] - Kanagawa

[6] - Kuwasawa Design School

[7] - Achille and Pier Giacomo Castiglioni

[8] - Olivetti

[9] - Ettore Sottsass

[10] - Milan Gallery Arc74

[11] - Tawaraya

[12] - Memphis Blues

[13] - Bob Dylan

[14] - ممفيس، نامِ يك شهر باستاني در مصر است كه بقاياي آن، به طول 15 كيلومتر در جنوب قاهره و در كرانه‌ي رود نيل به چشم مي‌خورد. همچنين، نام بندري در كنار رودخانه‌ي مي‌سي‌سي‌پي در جنوبِ غربي ايالت تِنِسي در آمريكاست كه روزگاري در اواخر قرن نوزدهم، زادگاه موسيقي بلوز بود. مارتين لوتر كينگ در همين بندر ترور شد (نگارنده).

[15] - Ginza

[16] - Orinoco Vase

[17] - Parana Bowl

[18] - Tantric Art

[19] - U-Metadesign Inc.

[20] - Sapporo Grand Hotel

[21] - Iwasaki Electric

[22] - Inax Corporation

[23] - Edra

[24] - Rose Chair

[25] - Getsuen Chair

[26] - Swarovski

[27] - Getsuen Flap Diamond

[28] - Kevlar

[29] - كِولار، پارچه‌اي از الياف تركيبي با مقاومت كششي بسيار بالاست كه به عنوان يك عاملِ تقويت‌كننده، در ساخت لاستيك‌ خودروها و ديگر محصولات لاستيكي و ايمني، همچون كلاه‌ها و جليقه‌هاي ايمني به كار مي‌رود (نگارنده).

[30] - Soshun Stool & Barstool

[31] - Anthurium Side-table

[32] - Orchid Armchair

[33] - Toyo Kitchen Style

[34] - Anemone Stool

[35] - Ombra

[36] - Marutomi

[37] - First Braun Prize

[38] - Japan Commercial Space Design Award

[39] - IF Design Award

[40] - Grand Prix of Design Award

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی